استواری جامعه هنوز امتیازی داده نشده

مقدمه

طبق آیات تکوینی و تدوینی الهی روابط بین همسران، مقدمه و زمینه‌ساز ایجاد سکونت و آرامش بین آن‌ها و از کانون خانواده به گستره اجتماع می‌باشد. خداوند، مودت و رحمت بین ایشان را آیتی بر حکمت خود می‌شمارد. (روم/21) به علاوه هر یک را لباس دیگری قلمداد می‌نماید، زیرا هریک باید زینت و حافظ یکدیگر باشند. (بقره/187) لکن از آن‌جا که مرد رئیس خانواده است، مردان را به معاشرت نیکو با همسر فرا می‌خواند. (نساء/19) تا آرامش و سکونت در خانواده استمرار بیابد. وقتی اهداف تن‌دادن به ازدواج و پذیرش مسئولیت طرف مقابل و فرزندان، محقق می‌شود که روابط و مدیریت حاکم بر خانواده، منطقی و منصفانه و برخاسته از همدلی و همراهی باشد.

هنگامی چهار دیواری خانه «مسکن» است که واقعاً محل آرامش و سکونت طرفین و فرزندان باشد و به راحتی مشکلات مختلف مطرح و برای حل آن‌ها چاره‌جویی شود و سوءتفاهم‌ها برطرف گردد.

کارکردهای مفید و ضروری تشکیل خانواده، اعم از: همراهی و انس، حمایت و مراقبت، تنظیم و تعدیل غریزه جنسی، تولید مثل، تربیت بهینه فرزندان و بر جای ‌نهادن باقیات‌الصالحات مفید برای خود و خانواده و جامعه، تکریم و حمایت وابستگان در دوران فرتوتی و ناتوانی، حمایت و تأمین رفاه اقتصادی و جهت‌دهی ‌همه این‌ها برای‌ تعالی خود و جامعه، احیاء دین خدا و…، تنها و تنها در پرتو بینش و گرایش‌های مشترک بین زوجین میسر خواهد شد. به همین جهت است که اسلام اساس خانواده را بر «کفو بودن زن و مرد برای یکدیگر» قرار داده است، زیرا تا این نباشد بقیه هم محقق نخواهند شد.

اما متأسفانه در جامعه نوین بشری، خانواده از جوانب مختلفی آسیب‌پذیر شده و به همین جهت آمار طلاق، به خصوص در میان زوج‌های جوان، به‌صورت تأمل‌برانگیزی بالا رفته است. به‌عنوان نمونه آن‌که شبانه‌روز با رسانه‌های مختلف مثل: تلویزیون، اینترنت، چت و ماهواره و… سر و کار دارد و این ابزار را وسیله تفریح و سرگرمی خود قرار داده است، آیا می‌تواند به همسر خود قانع شده و تنها او را همسفر راه طولانی زندگی‌اش به‌شمار آورد؟!

جامعه زنان نیمی از پیکره اجتماع می‌باشند که رأی و خواست آنان، علاوه بر کانون خانواده، می‌تواند کل جامعه را تحت تأثیر مستقیم یا غیر مستقیم (از طریق مردان متأثر از وی، مثل همسر، فرزند، برادر، پدر و…) قرار دهد. پس نباید تردیدی نمود که بار سنگین هدایت جامعه بر درستی و راستی اگر بیش از مردان بر دوش زنان سنگینی ننماید، به همان میزان نیز بر دوش قشر بانوان نیز نهاده شده است.

این مختصر برآن است تا با بررسی‌ جایگاه زن در خانواده و تأثیر آن بر درستی و راستی جامعه اسلامی، بتواند در حد توان نگارنده و زمان محدود و حجم کم آن، این مبنا و بنا را تثبیت نماید.

اهداف برین تشکیل خانواده

میل به همسرگزینی در طبیعت هر انسان، بلکه هر حیوانی نهفته و کشش این غریزه آن‌قدر قوی است که هیچ انسان بلکه حیوان سالمی‌، جز ارضاء آن، راه گزیر یا گریزی برای خود نمی‌یابد. پس برای تعالی انسان، نیاز است که این غریزه در راستای اهداف الهی- انسانی و تعالی روح بشر سامان‌دهی‌ شود تا علاوه بر ارضای غریزه حیوانی و نیز تولید مثل، زوجین را به اهداف متعالی انسانی برساند، بلکه انسان را برای خداگونه‌شدن یاری نماید. این اهداف برین را می‌توان چنین ردیف کرد:

رسیدن به امنیت و آرامش روانی و فکری، حفظ دین خود و دیگری از دستبرد شیاطین جنی و انسی، رشد احساس عاطفی و تمرین عشق‌ورزی به غیر (خروج از خودمحوری و خودپسندی)، یافتن همکار، همراه، همدل، أنیس و مونس؛ امکان تبادل اندیشه و تمرین تحمل نظر مخالف، داشتن مشاوری دلسوز و هم‌فکر، پذیرش مسئولیت در برابر غیر و احساس شخصیت، داشتن برنامه و نظم و انسجام در فعالیت‌ها، تقسیم کار برای تربیت نسل برتر، تحویل افرادی کارآمد به جامعه انسانی و دینی، تمرین ایثار و گذشت و فداکاری‌ برای غیر و بزرگداشت بزرگ‌ترها و….

تذکر این که همین اهداف متعالی نیز خود ابزار وصول به «دست‌یابی به مقام خلافت الهی یا ولایت تکوینی» می‌باشند.

وابستگی و اتحاد زوجین

مرد و زن، هر یک به‌گونه‌ای آفریده شده‌اند که بدون دیگری ناقص‌اند و هر دو برای رفع نقص، نیازمند و وابسته به دیگری‌اند، پس هر دو از یکدیگر بهره می‌‌برند. چنان‌چه مواهب طبیعی به‌طور یکسان در اختیار و مسخر هر دو قرار دارند. اگر تفاوت جسمانی بین آن دو است، برای احساس نیاز به یکدیگر و تعاون برای تولید و تکثیر و تربیت نسل است. تفاوت تکالیف هم به تفاوت استعدادها و توان‌ها و مسئولیت‌ها راجع است. پس خداوند متعال برای پیوند عمیق‌تر این دو و تحکیم و استواری کانون خانواده، بین آن‌ها «وابستگی» را برقرار نمود تا مشکلات و معضلات زندگی، سبب گسسته‌شدن این پیوند نشود. تا زن و مرد هم رأی و همسو نباشند، در موضع‌گیری‌های دینی، تربیتی، سیاسی و اجتماعی نیز نمی‌توانند فرد موفق و مثبتی باشند. اگر نگرش زوجین در یکی از این امور با هم متعارض باشد، خواه ناخواه روند امور خانواده را نیز دچار تشتت نموده و بحران جامعه به خانه هم کشیده می‌شود. پس مصائب و مشکلات مضاعف می‌گردند.

نیازهای طرفین

انسان ترکیبی از جسم و روح است که هر یک مطالبات و نیازهایی دارند. ارضای نیازهای جسمانی، بدون توجه به تمایلات روحی فایده رضایت بخشی ندارد و بالعکس. پس انسان باید هر دو دسته از تمایلاتش را به‌طور متعادل پاسخ‌گو باشد تا بتواند شایسته نام انسانیت گردد. بقای جسمانی و آرامش روانی انسان تا حدود زیادی وابسته به تأمین نیازهای اقتصادی و مادی او و تعالی روانی وی منوط به غذاهای معنوی و روحانی است.

تأمین اقتصاد خانواده مثل: غذا، پوشش مناسب، مسکن راحت، وسائل و ابزار مناسب زندگی و حمل و نقل و… اموری هستند که بر عهده مرد نهاده شده و مدیریت داخلی منزل بر عهده زن می‌باشد و همین امر نیز آن دو را به سوی یکدیگر می‌کشاند.

در دوره بحران، نیاز به همدلی و همراهی تشدید می‌گردد. بنابر این قناعت و رضایت، مهم‌ترین راهکار در تنگی‌ها و سختی‌های معیشتی، از جمله بحران‌های ناشی از انقلابات می‌باشد. نیازهای روحی و روانی انسان نیز اگر بیش از نیازهای جسمی‌اش نباشد، کم‌تر نیست. از آن‌جا که در انسان برعکس حیوان، روح اصالت داشته و هویت و شخصیت انسان به روح او می‌باشد، توجه به نیازهای روحی و نحوه ارضای آن‌ها بسی مهم‌تر است. در نگاه متدینان خداجو، ازدواج نیز به سان سایر تمتعات دنیوی، تنها جنبه ابزاری برای وصول به سعادت نهایی و دست‌یابی به تمتعات پایدار اخروی دارد. به همین لحاظ است که در اسلام به ازدواج به عنوان یک «امر مقدس» نگاه می‌شود. اگرچه به جهت آسیب‌پذیری بیشتر زنان، وظیفه حمایتی بیشتر متوجه مردان بوده و هست؛ لکن تجربه نشان داده که چون مردان سپر بلای خانواده‌اند و بیشتر با حوادث طبیعی یا کاری و… روبرو می‌شوند، بیش از زنان نیازمند همدلی و همراهی‌اند. به عبارتی: هم زن نیازمند حمایت و همراهی و دستگیری مرد است و هم مرد محتاج همدلی و پشت‌گرمی همسر خویش می‌باشد و در این راستا هیچ‌یک از دیگری بی‌نیاز نیست.

تعاون و همکاری طرفینی

برآوردن نیازهای زندگی و نیز اداره و تربیت کودکان تا بتوانند به‌طور مستقل زندگی کنند و… کارهای ساده‌ای نیستند که یک نفر به راحتی بتواند از عهده همه آن‌ها برآید. وقتی‌ زن و شوهر در این راستا با هم همراه می‌شوند، هریک بخشی از فعالیت‌های زندگی را عهده‌دار شده و با تقسیم کار، باری را از دوش دیگری برداشته و وجودشان به هم گره می‌خورد، به خصوص که حاصل مشترکی به نام «فرزند» آن دو را با هم، برنقطه واحدی متمرکز نماید.

الگوهای مناسب

تأثیر الگو بر تربیت و ترسیم اخلاق برای افراد انسانی، امری مسلم و اجتناب‌ناپذیر است. انسان مخصوصاً در دوران کودکی به دیگران نگاه کرده و عملکرد دیگران را با تقلید یاد گرفته و پس از تمرین و تکرار آن را برای خود ملکه می‌نماید. ابراز محبت و دوستی، احترام، همیاری، تعاون و… نیز از اموری‌اند که به راحتی از راه تقلید فراگرفته می‌شوند.

اگر والدین زوجین اهل دیانت، سیاست و انقلاب و… بوده‌اند، این دو همسر جوان نیز نحوه عملکرد بهینه خود در اداره زندگی و تربیت فرزندان و… را می‌توانند از ایشان الگو بگیرند؛ زیرا نحوه تربیت در دوران خرد سالی و نوجوانی اهمیت ویژه‌ای دارد و آثار آن تا آخر عمر پایدار مانده و اصلاح و تغییر آن بسی مشکل خواهد بود. بیشترین تأثیر را پدر و مادر و نزدیکانی که بیشتر با آنان در آمد و شد هستند، دارند و به‌گونه‌ای کودک را می‌پرورانند که مطلوب خودشان و هویت ملی و فامیلی آن‌ها باشد. در مرحله بعد توجه به سیره زوجین صدر اسلام که اغلب درگیر تبلیغ و ترویج دین، جنگ و جهاد و… بوده‌اند؛ به خصوص شخص نبی اکرم(صل الله علیه و آله) و همسر گرامی‌شان حضرت خدیجه(سلام الله علیها) و حضرت علی و حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیهما که سراسر عمرشان در مبارزه با جاهلیت و سران کفر و شرک سپری شد. نیز سایر مبارزان مسلمان و خانواده‌هاشان در دوران‌های مبارزات با سلاطین جور و…، هم می‌تواند به عنوان بهترین الگو و سرمشق برای همه زوجین و به‌خصوص خانواده‌های درگیر با این معضلات و مجاهدات محسوب گردند.

رعایت انتخاب کفو

تجربه اثبات نموده که اگر از حیث خانوادگی، تربیتی، سطح تدین، تحصیلات، توان مالی و حتی موضع اجتماعی و… بین زن و شوهر فاصله زیاد باشد، شاید در بدو امر مشکلی برای عاشق‌شدن این دو به نظر نرسد، اما در گذر زمان و فروکش‌کردن عشق مجازی، فاصله‌ها یکی پس از دیگری‌ نمود پیدا کرده و توسعه می‌یابد. پس تا آن‌جا عمیق می‌شود که دیگر برای پای‌بند‍‌ی به زندگی جایی نخواهد گذاشت و زندگی بدل به جهنمی سوزان یا زندانی سرد و بی‌روح می‌شود که فقط به‌خاطر بچه‌ها یا از ترس آبروریزی در صورت طلاق و قبح آن نزد عرف و…، یکدیگر را تحمل می‌کنند.

پس کفو و همتا و مناسب فکری‌، دینی، اجتماعی یکدیگر نبودن، اگر دیر یا زود به جدایی‌ ظاهری هم کشیده نشود، اغلب به طلاق عاطفی خواهد انجامید.

کسی‌که اهل دیانت، نزاکت و سیاست است- چه زن و چه مرد – باید به دنبال همسری همفکر و همسو باشد که توان تحمل مشکلات مسیر را داشته و تبعات آن را به جان و دل بخرد. بنابراین ضروری است که قبل از ازدواج از صحت انتخاب خود مطمئن شوند و سپس وارد دست و پنجه نرم‌کردن با مشکلات زندگی، به همراه معاون و مددکار مناسب خود بشوند.

هم‌خوانی بینش‌ها و گرایش‌ها

یکی از موارد مهم کفو بودن، سازگاری و نزدیکی و هم خوانی فرهنگ، زبان، آداب و رسوم زوجین است. هر ملت و کشور بلکه هر قبیله و خانواده‌ای برای خود یک سری آداب و رسومی دارند. گاه این آداب و رسوم کاملاً در مقابل و رو در روی هم واقع می‌شوند به‌گونه‌ای که جمع میان آن دو به محال می‌ماند.

در اغلب این‌گونه موارد این تضاد فرهنگ‌ها و آداب و رسوم موجب ناراحتی‌ و رنجش همسر یا بستگان او می‌گردد. پی‌گیری این رنجش‌ها در قالب بهانه‌جویی و تلافی و…، فاصله میان زوجین را به دنبال خواهد آورد، زیرا هیچ‌یک حاضر به تخطئه خانواده و فامیل خود نخواهد شد. در تعارض بینش‌ها و گرایش‌های عقیدتی و سیاسی نیز همین مشکل پیش می‌آید. وقتی خط‌مشی دینی، فکری یا سیاسی زن و شوهر، هم‌خوان نباشد، هیچ‌یک نمی‌توانند در مسیری که آن را قبول دارند حرکت نمایند و هیچ‌یک به مقصد مطلوب خود نخواهند رسید.

مشاوره صحیح و مناسب

مشورت در امور مهم زندگی و استفاده از عقل و دیدگاه و تجارب بزرگ‌ترها به‌خصوص والدین، در بسیاری از مشکلات یا تصمیم‌گیری‌های کلان زندگی، دارای فواید و برکات ویژه‌ای است. مشورت با دیگران از جمله همسر، یک نوع شخصیت‌دادن به دیگری و احترام به او و نظریات وی است. مشورت علاوه بر این که باب مراوده را گشوده و آدمی را از تجارب و عقل دیگران بهره‌مند می‌کند، باب نصح و موعظه و پندپذیری را هم می‌گشاید. نصیحت و خیرخواهی دیگران دارای بهره‌های دنیوی و اخروی است و قبول نصح و موعظه از دیگری نیز سبب نورانیت قلب، تقویت همت، اصلاح رفتار و کردار، کار مضاعف و موفقیت در زندگی می‌گردد.

چه‌بسا در همین مشاوره‌ها است که قابلیت‌ها و استعدادها از یک‌سو و توقعات و انتظارات از سوی دیگر به‌طور ضمنی مطرح و هریک بیش‌از قبل با انتظارات و آمال طرف مقابل آشنا شده و تصمیم به ارضاء بهینه یا تعدیل‌نمودن آن‌ها می‌گیرد. وقتی توقعات شناسایی و برآورده شد، بالتبع ارکان خانواده تحکیم می‌یابد.

روبرو‌شدن بهینه با واقعیت‌های زندگی

تنها و تنها خداوند است که کامل مطلق است، یعنی: از هرگونه عیب و نقص و کاستی و شکست و… کاملاً مبرا است. قبل از ازدواج باید با چشم باز همسر آینده خود را برگزیند تا پس‌از آن، از این حیث دچار سردرگمی و پشیمانی نشوند. پس لازم است که هریک از زوجین دیگری را از مشکلات و عیوب و بیماری‌های روحی یا جسمانی خود آگاه نماید تا طرف مقابل بتواند با لحاظ این معایب، آزادانه دست به انتخاب زند و حجت بر وی تمام گردد تا پس‌از ازدواج این معایب و مشکلات را به رخش نکشیده و مرتب به سان پتکی‌ بر سرش نکوبد.

از آن‌سو باید متوجه باشد که با لغزش یا پیش‌آمدن شکستی در فعالیت‌ها و… دنیا به آخر نرسیده و باید همسر خویش را تشویق کند تا بتواند از جهت روحی خود را بازیافته و با همتی مضاعف درصدد جبران خطا یا شکست خود برآید. به علاوه هر عیب و لغزش و شکستی را در حد خودش ببیند و ارزیابی نماید و از بزرگ‌نمایی آن‌ها به شدت اجتناب نماید.

سرکوفت‌ها و طعنه‌ها احدی را اصلاح نکرده، بلکه بر مشکل و معضل فرد مبتلا و اطرافیانش افزوده و همت و اراده جبران را از وی سلب خواهد کرد. آن‌چه برای اصلاح افراد شکست‌خورده مؤثر واقع می‌شود و همت جبران را در وجودشان غرس می‌کند، همدلی و خیرخواهی است، نه عیب‌جویی و تحقیر طرف آسیب دیده. میدان گسترده تلاش‌های اجتماعی، مملو از این مشکلات می‌باشد. درگیری‌های فکری و جانی و مالی برای پرداختن به اقتصاد خانواده یا مشکلات دینی یا سیاسی جامعه و…، مستتبع لغزش‌ها، سرکوب‌ها و شکست‌ها و… نیز می‌باشد. بازخوانی عملکرد و بررسی علل پیش‌آمدن مشکل و یا شکست، از اهم راهکارهای حل معضل و دفع و رفع مشکلات فعلی و آینده می‌باشد.

هماهنگی درون و برون

زبان و رفتار و کردار، نمایانگر ذاتیات انسان‌اند. بنابراین لازم است تا هریک از زوجین، صادقانه منویات و احساسات خود را به دیگری منتقل نمایند. اگر زبان چیزی را بیان نماید که رفتار و حالات گواهی بر خلاف آن دهند، مثلاً به زبان شوهر را به سعی و تلاش و… تشویق و در عمل و حالات، خود را مشوش و پریشان نمایان سازد، نمی‌تواند آن گونه که شایسته است پشتیبان و مشوق همسر برای تلاش و زحمت در راستای رفع نیازهای خانواده و جامعه محسوب شود.

توجه به خواسته‌های معقول طرف مقابل:

وقتی زن عثمان‌بن مظعون از افراط همسرش در عبادت و ترک روابط زناشویی و… نزد پیامبر اکرم(صل الله علیه و آله) شکایت نمود، ایشان ناراحت شده و در مقام مذمت او فرمودند: «یا عثمان! لم یرسلنی‌الله بالرهبانیة… ؛ ‌ای عثمان! خدا مرا به رهبانیت (شبیه مسیحیت که تارک دنیا و تمتعات آن از جمله ازدواج و… می‌باشند) نفرستاده است و لکن مرا بر دین راستین آسان فرستاده، من، هم نماز می‌گزارم و روزه می‌گیرم و هم نزد همسرم می‌روم. پس هرکه روش مرا دوست دارد، باید به سنت من عمل نماید و از موارد سنت من، نکاح است.» وسائل‌الشیعه، 20/107، نبی‌ اکرم(صل الله علیه و آله) می‌فرمایند: «خیرکم، خیرکم لأهله وأنا خیرلأهلی، بهترین شما کسی است که نسبت به خانواده‌اش بهتر باشد و من از همه شما نسبت به خانواده‌ام بهترم.» وسایل‌الشیعه، 20/171. امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند:«من أخلاق‌الأنبیاء حب‌النساء؛ ازجمله اخلاق (مشترک) انبیاء دوست داشتن زنان است.» وسایل‌الشیعه، 20/22، و نیز: «ما أظن رجلاً یزداد فی‌الایمان خیراً إلا إزداد حباً للنساء؛ من گمان ندارم در ایمان مردی خیری زیاد شود، مگر این که محبتش به زنان زیاد شود.» وسایل‌الشیعه، 20/22 و نیز: «العبد کلما إزداد للنساء حباً إزداد فی‌الإیمان فضلاً؛ هرچه بر محبت بنده نسبت به زنان افزوده شود، در فضیلت ایمانش افزوده می‌شود.» وسائل‌الشیعه، 20/22.

از جمع‌بندی این روایات به‌دست می‌آید که نه‌تنها دوست‌داشتن و محبت به زن، منافاتی با عبادت و خدا جویی ندارد که در تعامل و تلازم با آن می‌باشد، زیرا: «من تزوج فقد أحرز نصف دینه، فلیتق‌الله فی‌النصف‌الباقی (الأخر)؛ نبی اکرم(صل الله علیه و آله) می‌فرمایند: هرکس ازدواج کند، نصف دینش را (از دستبرد شیاطین جنی و إنسی) حفظ نموده است. پس در نیمه دیگر تقوای الهی را پیشه نماید.»

حلم و صبر

زندگی مشترک در اغلب جوامع، تقریباً از صفر شروع می‌شود و با کاستی‌های فراوانی ممکن است روبرو باشد، به‌خصوص اگر از امداد‌های والدین محروم باشند. رسیدن به رفاه کامل بلکه رفاه نسبی، نیازمند فائق‌آمدن بر مشکلات عدیده‌ای است که تحمل آن‌ها بدون بردباری و شکیبایی امکان ندارد. به علاوه برخی اشتغالات مردانه یا زنانه نیز مبتلا به یک سری محدودیت‌ها و مشکلات خاص خود هستند مثل: شغل‌های نظامی، پزشکی و… که با کشیک شبانه و معضلات دیگری روبرویند. حال همسری‌ که با توجه به آن شغل، با همسرش همراه شده، باید بر لوازم و تبعات و مشکلات ناشی از آن شغل نیز صبور و حلیم باشد تا وی بتواند شغلش را حفظ، بلکه ارتقاء درجه پیدا نماید.

هم‌چنین ممکن است در ادامه زندگی مشکلاتی پیش آید که پیش‌بینی نشده بودند و سرافراز بیرون آمدن از آن‌ها بدون همیاری زوجین و صبر و تحمل هر دو محقق نخواهد شد. چنان که تولد و بزرگ‌کردن و تربیت کودکان نیز بدون حلم و صبر به بازدهی مطلوبی‌ نخواهد رسید. این مشکلات در دوران بحران‌زای بیکاری‌ها، گرانی‌ها، کمبودها، تشدید ناامنی‌ها و دلهره‌ها، سبب به‌هم‌ریختن روال زندگی عادی و پیدایش معضلات طاقت‌فرسا است. پشت‌سرنهادن موفقیت‌آمیز این مرحله بدون صبر و استقامت همگانی و به‌خصوص قناعت و رضایت زنان، امکان‌پذیر نخواهد بود.

انسانی مؤمن و متوکل است که بدون چشم‌داشت خود را وقف خلق‌الله از جمله خانواده خود کرده و همه را به‌خاطر خدا دوست می‌دارد و به آنان اظهار عشق و علاقه می‌نماید. پس او که با خدا معامله نماید و در همه امورش خدا را مد نظر داشته باشد، خدا هم به او نظر رحمت نموده و به راه درست هدایتش کرده و به اراده و تلاشش برکت می‌دهد. وقتی زوجین، هر دو مؤمن و صالح باشند، این برکات مضاعف شده و استقامت و پایداری در آن‌ها نهادینه گشته و این امر، نزول برکات و خیرات من حیث لایحتسب الهی را به دنبال خواهد آورد.

جمع‌بندی نهایی

در میان نهادهای اجتماعی، خانواده از اهمیت زیربنایی برخوردار است، زیرا در این کانون است که انسان زاده شده، رشد و تربیت می‌یابد. سپس وارد اجتماع گردیده و خود صحنه‌گردان خانواده‌ای جدید می‌شود و این‌گونه نسل و جامعه بشری مستدام می‌ماند. کم و کیف رشد و تربیت فامیلی- خانوادگی، جامعه را تحت تأثیر مستقیم خود قرار می‌دهد.

محور تولد و پرورش نسل و بلکه هدایت مردان حاضر و آینده زنان جامعه است، تا آن‌جا که گفته‌اند: «زن قلب هر فرهنگ» می‌باشد. دشمنان نیز به خوبی دریافته‌اند که مهم‌ترین راه انحراف و سقوط جوامع، انحراف و ابتذال زنان آن دیار است!! در عرصه اجتماع نیز زنان نیمی از جمعیت را تشکیل داده و حضور آنان در کنار مردان در عرصه‌های تربیت نسل صالح و متدین، سازندگی یا مبارزه علیه فساد بسی کارساز بوده، علاوه بر این که دشمن را در تنگنا قرار می‌دهد، خود مشوق مردان برای حضور در فعالیت‌های دینی – اجتماعی محسوب می‌شود. نیز این زن خانواده است که مرد خویش و فرزندانش را برای کار و تلاش در عرصه‌های مختلف ترغیب و بسیج نموده و عواقب احتمالی آن را هرچه باشد، به جان می‌خرد. نیز سنگ زیرین آسیاب صبر، هنگام بروز سختی‌ها و بحران‌های ناشی از آن‌ها می‌باشد. چنان که در طول نهضت 50 ساله امام خمینی(ره) نیز استمرار مبارزه و پایداری مبارزان، شدیداً مرهون ایمان و صبر و درایت زنان مرتبط با مبارزات اسلامی- به نحو مستقیم یا غیر مستقیم – بوده و خواهد بود. امید آن که همسران جوان جامعه دینی با دو بال توکل و توسل، بر بلندای بصیرت و دیانت حرکت نموده و خانواده و نسل و جامعه آینده را به نحوی بهینه بسازند.

 

منبع :

پایگاه اطلاع رسانی حوزه

لطفا امتیاز دهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *